نيمانيما، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

تك ستاره زندگيمان نيما

اولين دندونت افتاد

سلام خوشكل مامان . و سلام به همه دوستاي عزيزمون.اميدوارم حال همگي خوب باشه.عزيز دلم چند وقتي بود كه يكي از دندونهاي جلوييت لق شده بود من هم كه دل كشيدن ندارم بالاخره دو روز پيش وقتي غذا مي خوردي افتاد خيلي گريه كردي چون خون ميومد فكر ميكردي كه چي شده تا شب مي ترسيدي كه حرف بزني بالاخره اونقدر راضيت كرديم كه جيزي نشده شروع به حرف زدن كردي .حالا امروز ديدم كه يه دندون ديگه جاش دراومده يعني فعلا سفيد شده .چند تا از عكسات رو ميذارم تا خودت هم ببيني البته اين عكسا رو وقتي حالت خوب شد گرفتم اين هم يه عكس تو حياط مهد ...
10 آبان 1391

روز عرفه

عرفه آمد و من باز مصفا نشدم، حاجی معتکف یوسف زهرا نشدم، همه گشتند سفید و دل من هست سیاه، باز هم شکرکه پیش همه رسوا نشدم مطمئن باش ، حرفهایت هرچند تکراری باشد یکی هست که به آنها گوش میدهد آن کسی نیست جز خدا   سلام بر عرفه که جانمان را به رایحه و خنکای نسیم نوازش می دهد . . .   آیا در رؤیاهایتان، سبکبالی و لذت پرواز روح را احساس کرده اید؟ عرفه، رؤیایی است که به حقیقت می پیوندد . . .   در روز عرفه، دست های خود را به سوی آن بی نیاز بالا می بریم و پیوسته دعا می کنیم: خدایا! غروب این روز را با غروب گناهانمان یکی گردان . . .   خدایا! آن‌گاه که جان ها و اندیشه ها از نسیم فرح‌بخش نام و یادت سرشار...
4 آبان 1391
1